هابیل و قابیل
سره و ناسره

خوانندگان گرامی،
همان طور که در شماره های قبل به آگاهی رسید این صفحه را اختصاص داده ایم به برخورد دیدگاه های دو برادر صوری با نام های هابیل و قابیل. از این دو برادر که نقطه نظرهای متفاوت و حتی مخالف یکدیگر دارند خواسته ایم تا در هر شماره بحثی را مطرح کنند و نظرهای خود را بگویند. ما بدون هیچ قضاوتی این دیدگاه ها را ارائه می کنیم و قضاوت را بر عهدۀ شما می گذاریم. اگر خوانندگان گرامی نظری به طرفداری یا مخالفت با هر یک دارند می توانند آن را از طریق فرستادن ایمیل به آدرس پیک، با ما در میان بگذارند. گفتار این بار هم در رابطه با «سره و ناسره» است.
هابیل: سیزده به در جات خالی بود. دوست های قدیمی همه بودن و سلام رسوندن. اروپا خوش گذشت؟ برگشتنی توی فرودگاه گیر ندادن؟ شنیدم بعضی ها رو چون محل تولدشون رو توی پاسپورت نوشته ایران سین جیم می کنن.
قابیل: آره مجبور بودم واسه کار برم انگلیس. ولی دلم اینجا بود البته بچه ها با دوستاشون اومده بودن سیزده به در. توی فرودگاه کاریم نداشتن ولی دیدم چند نفر ایرونی که گرین کارت داشتن رو جدا کردن. نفهمیدم بعدش چی شد. باید به کانکشنم می رسیدم. راستی شنیدم حسابی بزن و بکوب بوده. ملت حسابی دلی از عزا در آوردن.
هابیل: آره خیلی جمعیت زیاد بود. ولی اینایی که من دیدم تمام مدت می رقصیدن فکر نمی کنم هیچ وقت اونطور عزادار بودن که حالا دل از عزا در بیارن! جالبی این برنامه ها اینه که همه جور آدمی با خیال راحت می آد. هر کس گوشه ای واسه خودش بساطش رو پهن می کنه. تکی یا چند خانواده با هم. غذاهاشونو وسط می ذارن و با هم می خورن، بعد راه می افتن به دید و بازدید یا می رن وسط میدون و می رقصن یا هم دنبال دوستاشون که فقط سالی یه بار می بیننشون می گردن. خیلی محیط خوبیه یه یک رنگی و صفایی هست که نظیر نداره. همه یه جور. همه با صفا. تصورش به خصوص بعد از این چند سال گذشته که چند هزار نفر ایرونی یه جا جمع بشن و با هم از طبیعت و معاشرت با هموطناشون لذت ببرن، بدون این که کسی داد بزنه و شعار بده. خیلی احساس خوبیه.
قابیل: تو عکس ها دیدم که یه عده ای پرچم های بزرگ آبی رنگ آورده بودن و دور و بر خودشون برپا کرده بودن. کسی کاریشون نداشت؟
هابیل: جالبی قضیه هم در همینه. نمی دونم قصد این دوستان چیه که همیشه باید برچسب خودشونو بزنن و از مردم جدا بشن. چرا نمی خوان مثل بقیه باشن؟ اتفاقاً نزدیک اونا بودیم. می دیدم که بعضی ها که قدم می زدن چپ چپ نگاشون می کردن ولی کسی کاری به کارشون نداشت. ققط اون وسط چند تا پرچم گنده خودشونو ایزوله کرده بودن. بگذریم! راستی یکی از دوستای قدیمتو دیدم. محسن رو. فکر می کنم اسمش این بود. سراغتو می گرفت؛ می گم فکر می کنم چون نمی فهمیدم چی می گه. یه هو دوید به طرفم بعد یه چیزی گفت توی مایه های «پسین خجسته» فکر کردم منو با کسی عوضی گرفته گفتم بله؟ گفت درود. پسین بهاری خجسته باد. گفتم منم همین طور. بعد فکر می کنم از تو پرسید ولی جمله اش یادم نیس، فقط اسم تو رو اون وسطا شنیدم. گفتم اروپاست. بعد یه چیزای دیگه ای گفت و آخر سر گفت بدرود تا نمی دونم چی. تازه فهمیدم داره فارسی «سره» حرف می زنه.
قابیل: تو هم همه چیزو مسخره می کنی! خب چه اشکالی داره؟ خیلی ها هستن که می خوان زبان فارسی رو از واژه های غیر فارسی پالایش بدن. به نظر من خیلی هم خوبه. منم اگه سوادشو داشتم همین کار رو می کردم. اینا به نظر من به وظیفۀ ملی شون عمل می کنن. آیا بهتر نیس که به جای سلام بگی درود؟ یا به جای خداحافظی بگی بدرود؟ زبون فارسی پره از لغت هایی که از زبونای دیگه به خصوص عربی آوارش شده. این زبون مهمترین چیزیه که این ملت رو یه پارچه نگه داشته و تونسته هویت ایرونی رو حفظ کنه. اگه نه ما هم باید مثل مصر و تونس و بقیه کشورهایی که به زور مسلمون شدن عربی حرف می زدیم. توی تاریخ کسایی مثل همین رفیق ما بودن که باعث شدن زبان فارسی باقی بمونه.
هابیل: البته من تا این حد به اینا کردیت نمی دم! من با درود و بدرود و سپاس به جای تشکر کاری ندارم خودم هم بعضی وقتا استفاده می کنم. قصدم هم واقعاً مسخره کردن دوست تو نیست؛ من از این افراط و تفریط کاری ها شکارم. زبان وسیله ارتباطه یعنی زبان رو باید فهمید، نمی تونی نفهمیدن «فارسی» یا ببخشید «پارسی» رفیق تو رو گردن من بندازی. من فکر نمی کنم مردم ایران در هیچ جای این کشور عظیم اینجوری حرف می زدن یا می زنن. این یه زبون من درآوردیه. توهینه به زبان فارسی. تازه به زبان فارسی هم محدود نمی شه. یه عالمه تحریف های تاریخی هم دنبالش می آد. یکی از هفت هزار سال تاریخ صحبت می کنه اون یکی از ده هزار سال.
قابیل: خب اینا به هم مربوطه. من نمی دونم تو چرا با این دیدگاه مخالفی و اینجوری باهاش برخورد می کنی؟ اینا بخشی از هویت ایرونی ماس. حالا از خود ما گذشته، بچه ها و نسل آینده باید اینا رو بدونن. همه می دونن که تنها وسیله ای که تونست ما رو از عرب شدن حفظ کنه این زبون فارسی بوده. مگه نبود اون بابا، چی بود اسمش؟ حسنین هیکل مصری که سردبیر الاهرام بود، گفته بود اگه مصر هم کسی مثل فردوسی داشت، الان عربی صحبت نمی کردیم. نمی تونی این ها رو از هم جدا کنی. زبان فارسی باید پالایش بشه و واسه نسل های آینده حفظ بشه . تاریخ ایران هم که بخش مهمی از هویت ماست باید حفظ بشه. حالا هر چند هزار سال که هست!
هابیل: تو نگران زبان فارسی نباش. بیشتر از هزار ساله که تغییر نکرده، الان هم هر کسی حتی باسواد ابتدایی می تونه شاهنامه رو بخونه و بفهمه. تازه توی این هزار سال هم کلی واژۀ جدید واردش شده. زبان تکامل پیدا می کنه. فارسی به عقیدۀ همۀ زبان شناسای مطرح ایران زبان پویاییه. آره، کلی لغت از عربی و ترکی واردش شده ولی اونا رو فارسی کرده؛ طوری تغییرشون داده که دیگه به صورت عربی نیست و یک عرب اصلاً متوجه نمی شه لغت چیه. مثلا همین متوجه شدن، اقدام کردن. کمتر زبونی اینقدر پویاس. این رو هم بگم و بگذریم که این صحبت پالایش و فارسی سره و ناسره بحث جدیدی نیس. این بحث از زمان جنبش مشروطیت به وسیله بعضی ها به صورت جدی مطرح شد و به جایی هم نرسید. جا نیافتاد. یه عالمه مطلب در این زمینه هست که می تونی بخونی.
قابیل: یعنی تو می گی هر کی هر لغتی از هر جا که خواست می تونه وارد زبون فارسی بکنه و هیچ اتفاقی نمی افته؟ مطمئنم که اشتباه می کنی. اگه اینجوری بود همین فارسی هم تا حالا از بین رفته بود. من می دونم که در کشورای پیشرفته، فرهنگستان هس که از زبانشون مراقبت می کنه. اگه لغت جدیدی مطرح می شه، اونا معادل براش درست می کنن. توی دیکشنری که نگاه می کنی هر لغتی رو نوشته که ریشه اش و اصلش چی بوده و از کجا اومده ولی توی فارسی اینجوری نیس. فقط هم لغت های عربی نیس. همین الان ببین این بچه های نسل «زِد» چه جوری فارسی حرف می زنن. مسخره ست! می گه تایمم کم بود، دی لِی داشتم.
هابیل: ولی اینا نمی مونه. داری مسائل رو قاطی می کنی این ها یه خورده اش تنبلیه، یه خورده اش هم خودنمایی. من هم موافقم که نباید قاطی حرف زد. بحث من سر اون رفیقمونه که طوری فارسی حرف می زد که قابل فهم نبود. متاسفانه این هم واسۀ خیلی ها ژسته و خودنمایی. می خوان خودشونو کاسۀ از آش داغ تر نشون بدن. می خوان بگن که ماییم که پاسدار فرهنگ و زبانیم. این ها هم به جای ایجاد ارتباط و همدلی با بقیه مردم خودشونو ایزوله و انگشت نما می کنن. مثل همون دوستانی که می آن با جزیره پرچمستان خودشون وسط دریایی از ایرانی های دیگه خودنمایی می کنن. توصیۀ من به این دوستان اینه که یه خورده تاریخ بخونن. اگه واقعاً نگران زبان و پالایش هستند. مطالبی را که توسط متخصصین زبان شناسی مثل شاهرخ مسکوب، ابوالحسن نجفی و جعفر محجوب نوشته شده رو مطالعه کنن. این ادعاهای ده هزار سال تاریخ تمدن، اغراق و تحریف تاریخ راه به جایی نمی بره. الان با وجود اینترنت و هوش مصنوعی بچه هامون می تونن همه چیز رو راحت چک کنن. وقتی می بینن خالی بسته ایم دیگه به ما اعتماد نمی کنن.
قابیل: خیلی داری مته به خشخاش می ذاری. دیگه اینو همه قبول دارن که ایران یکی از قدیمی ترین تمدن های دنیاست. اینو همه قبول دارن که کوروش بزرگ برای اولین بار بزرگترین امپراطوری دنیا رو بپا کرد. این که توی منشور کوروش اومده که مردم حقوق مساوی دارن و در کشور، مردم زیر حکومت اون آزادن و حقوق مساوی دارن. اینو همه قبول دارن که از اون زمان تا حالا یعنی از دو هزار و پونصد سال شاهنشاهی بوده و کشور یه پارچه مونده. من نمی فهمم چرا هر وقت صحبت هویت و کشور و طن پرستی می شه هی می گی باید تاریخ خوند. خب این تاریخ رو ما هم خوندیم. یعنی این چیزایی که من گفتم حقیقت نداره؟ شاید تاریخی که تو می خونی یه تاریخ دیگه ست. بچه ها باید بدونن از کجا اومدن و باید به اون چیزی که هستن افتخار کنن. تو خودت بهتر می دونی که بچه ها، به خصوص توی سن بلوغ چقدر احتیاج دارن که توی این کشور هویت خودشونو داشته باشن.
هابیل: من اصلاً مخالفتی با داشتن هویت ایرانی ندارم. من هم فکر می کنم لازمه هر کس بدونه از کجا اومده. آبا و اجدادش مال کجان. فرهنگ رو بشناسن، زبون رو یاد بگیرن، ارتباطشون با پیشینه شون حفظ بشه. من اصلاً مخالفتی با اینا ندارم. نگرانی من از اینه که چیزای الکی و چاخان به بچه ها یاد بدیم. اغراق کنیم. تاریخ دو هزار و پونصد ساله رو ده هزار سال نگیم. به این حرفای نژادپرستانۀ قوم آریائی و این که ما بهترینیم و بقیه اَهَن رو بذاریم کنار. باور کن همین قضیۀ پارسی سره و این حرفا هم خیلیش از نژادپرستی و ضد عرب بودنه. هرچی آخوندا می خوان عربی رو قاطی فارسی کنن ما از اون طرف بیافتیم زبونی درس کنیم که هیچ کس نفهمه چی می گیم. تاریخ، فرهنگ و زبان رو باید به صورت علمی و بدون غرض و مرض بررسی کرد، نه به صورت احساسی.
قابیل: من فکر می کنم بازم مث همیشه داری اغراق می کنی. کی گفته تاریخ ایران ده هزارساله ست؟ من که نشنیدم. زبان فارسی ششمین زبون زندۀ دنیاست. باید از آلودگی حفظش کرد. مثل هر زبون دیگه ای. عرب ها سر زبونشون از ما متعصب ترن. ترکا هم به همین ترتیب. یه جایی خوندم که زبان فارسی که زبان فلات ایران بوده، عامل اصلی حفظ این فرهنگ شده. ببین این همه کشوری که نوروز رو جشن می گیرن، اونم با چه شکوهی! این باعث افتخار نیس؟ از این گذشته تو چرا با آریایی ها مشکل داری؟
هابیل: سر آریائی ها باید یه دفه مفصل باهات صحبت بکنم. ولی این که تاریخ ده هزار ساله از کجا اومده، یه سر به سوشال مدیا بزن. به خصوص حوالی نوروز پر می شه از داستان های الکی. طرف ادعا می کنه که ده هزار سال پیش ایرانی ها سر سفرۀ هفت سین یه نارنج می انداختن توی یه کاسه آب که نشون دهندۀ کره زمینه در فضا و نتیجه می گیره که ایرانی ها از ده هزار سال پیش می دونستن زمین گرده. من هر سال اقلاً ده تا از این ایمیل ها و پُست ها می گیرم، اونم از دوستام. چند بار سعی کردم جواب بدم، دیدم فایده نداره این داستانا و فارسی حرف زدن اونجوری باور کنی به درد هویت سازی بچه ها نمی خورده. حتی به ضدش بدل می شه. بچه ها خیلی با هوش تر از مان. وقتی می بینن چرت و پرت می گیم دیگه حرفای درست و حسابی مون رو هم قبول نمی کنن و از این فرهنگ و زبون بیزار می شن. فرهنگ ایران اینقدر خودش زیبا و پرباره که اصلا احتیاجی به این تاریخ سازی ها و زبون سازی ها نداره.


















