\
از این ستون به اون ستون
نوشتۀ رضا خبازیان
نوروز که فرا می رسد با خود رسوم زیبایی را به همراه می آورد که در طی هزاران سال ایرانیان آن ها را گرامی داشته و تحت هر شرایطی که باشند آن ها را برگزار می نمایند. جشن چهارشنبه سوری، چیدن سفرۀ هفت سین، در انتظار لحظۀ نو شدن سال نشستن، دید و بازدیدهای نوروزی، رد و بدل کردن کادو که در دورۀ ما بیشتر پول نقد بود، تماشای حرکات خنده دار حاجی فیروز و بالاخره برگزاری مراسم سیزده به در همگی در سرزمین مادری بدون هیچ اما و اگری برگزار می شد. زمانی که ما ایرانیان مهاجرت کردیم علاوه بر گرامی داشت نوروز و مراسم نوروزی سعی در شناساندن نوروز به مردمان سرزمین میزبان نیز نموده ایم. در این راستا برای هر یک از رسوم نوروزی توضیحی در خور و قابل دفاع نیز داشته ایم تا می رسیدیم به تعریف پدیدۀ «حاجی فیروز»؛ در اینجا بود که گویی به دنبال جملاتی می گشتیم تا بدون ایجاد سؤتفاهم بتوانیم این پدیده را نیز توضیح دهیم و چون دیگر رسوم نوروزی مورد دفاع قرار دهیم. حقیقت این است که هر چه سعی می کردیم کمتر موفق به توضیح این که چرا ما ایرانیان چهرۀ حاجی فیروز را به رنگ سیاه در می آوریم می شدیم. آگاهی از این سابقۀ تاریخی دردناک در جامعۀ میزبان و مشکلات و مسائلی که سیاه پوستان در آمریکا و شاید بخش عمده ای از کشورهای اروپایی با آن دست و پنجه نرم کرده و همچنان می نمایند چند سالی است که بحث رنگ صورت حاجی فیروز را در میان ما ایرانیان به سوژه ای پر ماجرا تبدیل کرده است. گروهی که علاقمند به حفظ مبانی فرهنگی هستند را عقیده بر این است که اگر ما بتوانیم فلسفۀ وجودی این بخش از فرهنگ خود را با ذکر این نکته که غرض تحقیر سیاه پوستان نبوده و صرفاً بخشی از فرهنگ سرزمینی است که در آن مساله ای به عنوان تبعیض نژادی آن هم به خصوص بین سفید پوستان و سیاه پوستان وجود ندارد موفق خواهیم شد که موضوع را کاملاً جا بیاندازیم بدون آن که مجبور باشیم در این سنت هزاران ساله تغییری به وجود آوریم. در مقابل این گروه، هموطنانی هم هستند که معتقدند چون این رسم به خصوص بازتاب ناخوشایندی در افکار بخش دیگری از ساکنین سرزمین میزبان به وجود می آورد و برای آنان تداعی روزهای دردناک تبعیض نژادی را یادآور می شود بهتر آن است که یا از اجرای این بخش از رسوم نوروزی چشم بپوشیم یا این شخصیت را بدون سیاه کردن رنگ چهره به نمایش درآوریم.
چندی پیش در یوتیوب برنامه ای نظرم را جلب کرد با عنوان «حاجی فیروز در نگاه اخلاق» که علاوه بر بحث گیرایی که داشت سعی در بیان علت وجودی حاجی فیروز نیز می نمود که برایم بسیار جالب بود و به همین دلیل تصمیم گرفتم که آن را با شما نیز در میان بگذارم با این امید که بتوانیم در سال های آینده با یک نگاه واحد و از منظری اخلاقی معضل رنگ چهرۀ این منادی بهار را حل کرده و مراسم نوروزی را برگزار نماییم.
در نگاه مجری برنامه، حاجی فیروز نشانۀ نو شدن زندگی است که در اثر سرمای زمستان به سیاهی گراییده و در خاک مدفون شده؛ همچون بذر گیاهی که تاب سرما را نیاورده و در دل خاک مدفون شده باشد تا طلایۀ بهار از راه برسد و دوباره سبز و زنده به رویش بپردازد، حاجی فیروز نیز در اواخر پاییز به مرگی موقت دچار می شود و با چهره ای به رنگ سیاه در خاک مدفون می شود تا با خبر رسیدن بهار دوباره حیات یابد و با سردادن شادی و شادمانی حلول بهار و آغاز رویش و سبزی را جشن بگیرد.
در ادامۀ گفتگو، فلسفۀ حاجی فیروز را از چهار منظر فرهنگی، فلسفی، اجتماعی و اخلاقی مورد بررسی قرار گرفت؛ گوینده معتقد بود که اگر از منظر صرفاً فرهنگی به این موضوع بپردازیم کم و بیش باید با نظرات گروه اول همگون بشویم ولی از آنجا که ما در حباب خویش زندگی نمی کنیم باید به باز تاب این پدیده از چشم مردمانی که با دیدن چهرۀ سیاه شدۀ حاجی فیروز خاطرات تلخی را در ذهن و ضمیر خود مجسم می نمایند نیز بها بدهیم و از منظر فلسفی و اجتماعی به این تصمیم برسیم که با سیاه نکردن چهرۀ حاجی فیروز به نوعی دست به تصحیح مبانی فرهنگی خود بزنیم که خود نشانه ای از رشد و تکامل فکری ما نیز خواهد بود.
در پایان با پیش کشیدن موضوع و نگاه کردن به آن از منظر اخلاق نیز معتقد است که حتی با داشتن نیت خیر زمانی که عملی موجب رنجش مردمان می گردد را انجام ندهیم تا بهتر بتوانیم فلسفۀ زیبای نوروز ایرانی را به مردمان ساکن سرزمین های میزبان بشناسانیم و آنان را نیز ترغیب کنیم که در سال های آتی با ما هم صدا شده و نوروز ایرانی را در کنار ما جشن بگیرند. همان طور که ما ایرانیان از روزهای آغاز مهاجرت خود سعی در شناخت روزهای گرامی فرهنگ غرب نشان داده و از جشن هالووین گرفته تا روز شکرگزاری و مراسم کریسمس و سال نوی میلادی را به همراه آنان جشن گرفته و گرامی داشته ایم.
با آوردن گفتۀ دوستی که طرف صحبتم بود این نوشته را به پایان می برم که معتقد بود چه اشکالی دارد که چهرۀ حاجی فیروز را با رنگ سبز آرایش کنیم که نمادی از طبیعت بهارانه است که ایده ای جالب به نظرم رسید که بدین ترتیب توضیح حضور حاجی فیروز را همگون تر با بهار و رشد خواهد نمود.


















