هوا بس ناجوانمردانه گرم است!
خوانندگان گرامی،
همان طور که در شماره های قبل به آگاهی رسید این صفحه را اختصاص داده ایم به برخورد دیدگاه های دو برادر خیالی با نام های هابیل و قابیل. این دو برادر نقطه نظرهای متفاوت و حتی مخالف یکدیگر دارند. از آن ها خواسته ایم تا در هر شماره بحثی را مطرح کنند و نقطه نظرهای خود را بگویند. ما بدون هیچ قضاوتی این دیدگاه ها را ارائه می کنیم و قضاوت را بر عهدۀ شما می گذاریم. اگر خوانندگان گرامی نظری به طرفداری یا مخالفت با هر یک دارند می توانند نظر خود را از طریق فرستادن ایمیل به آدرس پیک، با ما در میان بگذارند. گفتار این بار هم در رابطه با «اوضاع ایران» است.
هابیل: اوضاع ایران خیلی خرابه، نه برق هست، نه آب، گرما هم بیداد می کنه، به اضافۀ این که اینقدر همه چیز گرون شده، به خصوص بعد از حملۀ اسرائیل و جنگ دوازده روزه که مردم جون به لبشون رسیده. نمی دونم شنیدی یا نه که همۀ سدهای دور و بر تهران تقریباً خشک شدن و می خوان از طالقان آب بکشن به تهران. خیلی جاهای تهران با تانکر آب خوردن واسۀ مردم می آرن. برق هم مرتب می ره. وسایل برقی داغون می شن. برق که نیست همون یه ذره آبی هم که بود نمی شه پمپ کرد. گرما هم بالای چهل و آلودگی هم شده قوز بالاقوز. خلاصه دولت هی دو روز ـ دو روز اداره ها رو تعطیل می کنه که ملت برن خونه.
قابیل: این طور که من شنیدم به خاطر استفادۀ بی حساب از مخازن آب زیر زمینی و این همه سدی که روی همۀ رودخونه ها بستن باعث شده که هم سفره آب های زیرزمینی از بین بره و هم باعث نشست زمین و ساختمون ها شده. توی یه گزارش دیدم که توی اصفهان و خیلی مناطق ایران مرکزی نشست در حد چندین سانتی متر در سال هست. توی همون گزارش می گفت کاریش هم نمی تونن بکنن.
هابیل: آره مدیریت آب واسۀ کشوری مثل ایران که اصولاً آب و هوای صحرایی داره خیلی مهمه. در نظر بگیر که الان مقدار بارندگی هم چهل درصد کمتر از سی سال پیش شده. این فقط مربوط به ایران نیس، بعضی کشورهای منطقه هم دچار کمبود شدید آبن ولی ایران به خاطر شهرهای بزرگ، مصرف متمرکز زیادی داره؛ مثلاً تهرانِ چهل سال پیش با سه میلیون جمعیت مشکل آب داشت، حالا با ده دوازده میلیون جمعیت معلومه به این وضع افتاده. ندانم کاری، ضعف مدیریت، باند بازیِ مافیای آب، همۀ اینا وجود دارن و تازه هم نیستن. کم و بیش زمان شاه هم اینا بود. اون موقع جمعیت سی میلیون بود حالا نود میلیون. یه فاکتور هم که اوضاع رو به شدت وخیم تر کرده، گرم شدن کرۀ زمینه.

قابیل: مسائل رو داری قاطی می کنی، گرمایش زمین خودش قابل بحثه؛ خیلی از دانشمندا می گن سرد و گرم شدن کرۀ زمین یه امر طبیعیه و چرخه های خودش رو داره، مثل دوره های یخچالی و بین یخچالی. اون موقع که دیگه بشر نبوده که با سوخت فسیلی باعث گرمی و سردی بشه. حالا از این بگذریم، برگردیم به ایران؛ خب همین سیاست های غلط توی این چهل و چند سال باعث شده مردم هی بیان توی شهرای بزرگ، بدون وجود امکانات پایه ای. این همه ساختمون سازی و گسترش، بدون این که فکر آب و فاضل آب و برقش رو بکنن. بعدش هم می دونی چقدر از همین آبی که به قول تو همیشه کم بوده صرف کشاورزی می شه، اونم به طرز غلط. مثلاً باورت می شه تا چن سال پیش توی بیابونای اصفهان برنج می کاشتن؟ توی یکی از این گزارشا دیدم که مصرف آب ساکنین شهرها کمتر از ده درصد کل آب کشوره، بقیه اش عمدتاً صرف کشاورزی و صنایع می شه. چرا کارخونۀ فولاد اصفهان که قرار بود توی بندر عباس باشه باید بیاد اصفهان که وسط ایران خشکه؟ چون احتمالاً آیت الله فلانی گفته باید توی اصفهان باشه. امثال اینا خیلی زیاده. تو خودتم می دونی بارها در بارَش صحبت کردیم.
هابیل: آره متاسفانه اینا توی کشورهای جهان سوم همیشه هست. بعد از انقلاب آیت الله ها با استخاره برنامه های عمرانی رو از خود می کردن، زمان شاه هم هزار فامیل بودن که دنبال منافع شخصی خودشون بودن و همین بدبختی ها به نوعی دیگه بود. در مورد گرمایش زمین هم دیگه بارها صحبت کردیم. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان شدت بی سابقۀ این گرمایش و تغییرات رو از انقلاب صنعتی به این طرف می دونن که مرتب هم شدت گرفته. حتی شرکت های نفتی هم دیگه اینو انکار نمی کنن ولی متاسفانه سیاستمدارای عمدتاً دست راستی که دستشون توی جیب این کمپانی هاس اون رو انکار می کنن. رژیم جدید که دیگه آب پاکی رو ریخت روی دست همه. حالا دیگه آمریکا نه تنها از همۀ معاهده های بین المللی حفظ محیط زیست بیرون اومده، دنده عقب گرفته و داره می زنه زیر همۀ پیشرفت هایی که تا حالا به دست اومده بود، مثل تولید انرژی پاک از منابع غیر فسیلی و آلوده گر. همۀ مشوق های گذار به انرژی خورشیدی و بازیافته رو برداشتن و کمپانی های نفتی رو تشویق به حفاری بیشتر و تولید بیشتر می کنن. این همه آتش سوزی، توفان، سیل، وگرمایش بی سابقه به عنوان دلیل واسه شون کافی نیس.

حالا یه چیز دیگه، تو می دونی یکی از مسائلی که کشورهای مثل ایران باهاش مواجه خواهند شد پناهنده های محیط زیستیه؟ این منحصر به ایران هم نیس، خیلی از کشورها باهاش مواجه خواهند شد. فکر می کنی الان مشکل مهاجرت و پناهندگان اینقدر زیاد شده، صبر کن چند سال دیگه ببین موج پناهنده های زیست محیطی دنیا رو ور میداره! جزایری هستند که دارن زیر آب می رن. زمین های ساحلی به خاطر بالا اومدن سطح آب اقیانوس ها زیر آب می رن فکر می کنی مردم این جاها کجا می رن؟
قابیل: خب این امکان وجود داره ولی بحث من در مورد ایرانه. مطمئنم اگه منابع درست مدیریت می شدن به این روز نمی افتادن. شنیدیم زمان شاه سازمان برنامه یه سری مطالعاتی کرده بود که مسالۀ بی آبی رو سر و سامون بدن و یک سری قوانین وضع شده بود که عمق و تعداد چاه ها و فواصل اونا رو در نظر می گرفتن بعد اجازۀ حفر می دادن ولی انقلاب که شد رشته ها پنبه شد. این که می گی اون زمانم برنامۀ سوء استفاده و بزن و در رو بوده برام قابل قبول نیس. چون اون موقع بر عکس حالا مهندس های کارکشته و مسئولین با تجربه سر کار بودن و مطمئنم آینده نگری داشتن و واسۀ کوتاه مدت و بلند مدت برنامه ریزی کرده بودن.
هابیل: هم آره، هم نه! یه افرادی بودن توی دولت که متخصص و حرفه ای و دلسوز بودن. نمونه اش دکتر عالیخانی که فکر می کنم رئیس سازمان برنامه بود. نوشته ها و مصاحبه های زیادی ازش دیدم. درست توی همین زمینه ها. منتهی وقتی این طرح ها و آنالیزها ارائه می شده، شاه موافقت نمی کرده. همه چیزو «مایکرومنیج» می کرده، بدون این که تخصصی داشته باشه. چند نمونه الان هست که می تونی سرچ کنی و خودت ببینی. یک نمونه اش بررسی جامعی بود که شرکت سیتران فرانسوی کرده بود؛ شیش سال مطالعه کرده بودن، از ۴۷ تا ۵۳. به طور خلاصه گفته بودن که ایران به طور استراتژیک با کمبود آب روبه روئه، واسه همین باید توسعۀ اقتصادی بیشتر در جنوب و نزدیک خلیج فارس و دریای عمان متمرکز باشه که هم از نظر آب، با نمک زدایی و هم از لحاظ حمل و نقل بهترین موقعیت رو داره. گفته بودن بیست و پنج سال اول (فاز اول) جمعیت سواحل جنوبی به بیست و پنج میلیون می رسه و در فاز دوم یعنی مثلاً الان ۵۰ میلیون از جمعیت ایران در این مناطق باید زندگی کنن. می دونی جمعیت این نواحی الان چند نفره؟ دو میلیون. این طرح سال ۵۳ ارائه شد و شاه باهاش مخالفت کرد. بنا بر این مشکلات رو می شه مدیریت کرد، اگه صاحبان قدرت بذارن. شاید اگه این طرح ها عملی می شد انقلاب هم نمی شد. رژیم انقلابی هم که این طرح ها رو امپریالیستی و طاغوتی می دونست. این هم نتیجه اش! حالا فکر می کنی اگر اینا برن اوضاع درست می شه؟ در اشتباهی! هر کی بیاد با این معضل روبه روست.
قابیل: خب در نظر بگیر که وقتی روابط با دنیا درست بشه و محاصرۀ اقتصادی تموم بشه. پول و سرمایه بریزه توی کشور، می شه خیلی کارا کرد. همون طرح شرکت فرانسویه به نظر خیلی معقول و عملی می آد که در طولانی مدت مشکل رو حل می کنه. سواحل جنوب می شه مث دبی و قطر. اگه کار و کارخونه اونجا باشه مردم می رن و آبادش می کنن.
هابیل: شاید هم بهتر از قطر و دبی. در نظر بگیر نزدیک هزار مایل ساحل داریم که اکثرش هم دست نخورده مونده. می دونی سوای کار خونه ها و شهرسازی، چه گنجی از لحاظ توریسم و جهانگردی می تونه باشه؟
قابیل: البته تا اینا سرکارن چیزی عوض نمی شه و مرتب بدتر هم می شه. وقتی اینا رفتن و تحریم ها برداشه شدن و اوضاع واسۀ سرمایه گذاری امن بشه، همه چی درست می شه. می بینم داری لبخند می زنی! حتماً مثل همیشه می خوای بگی چطوری برن؟ حقیقتش نمی دونم. این که با این همه مشکلات و نارضایتی عمومی از کمبودها و جنگ چقدر می تونن دوام بیارن برام سواله. البته به قول معروف دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره! واقعاً فکر می کردم با حملۀ اسرائیل و آمریکا ملت می ریزن توی خیابونا و کار تمومه. من گفتم این حمله می تونه مثل یه چاشنی واسۀ یه انفجار بزرگتر عمل کنه.
هابیل: اتفاقاً اگه چیزی توی این شرایط تونست به رژیم کمک کنه همون حملۀ اسرائیل بود. خودت دیدی که تو سوشال مدیا و تلویزیون هاشون با بوق و کرنا مردم رو به خیابون دعوت می کردن. دیدی که هیچکی نیومد! نه این که مردم یهویی طرفدار رژیم شدن، بلکه عقلشون خیلی بیشتر از اینایی بود که واسۀ اسرائیل کف می زدن و با پرچمش عکس می انداختن. اینایی که زیر پرچم اسرائیل سرود «ای ایران ای مرز پر گهر» رو می خوندن! مردم گفتن درسته که ما از رژیم بدمون می آد ولی از دشمن خارجی بیشتر بدمون می آد. در نظر داشته باش که بخش بزرگی از جامعه اهل به آب و آتیش زدن نیستن. نمی تونن همه چیز رو ریسک کنن. از رژیم هم خوششون نمی آد ولی نمی خوان سرنوشتشون مثل افعانستان و عراق و سوریه بشه.
قابیل: این تحلیل رو من اصلاً قبول ندارم. از این گذشته هنوز چیزی تموم نشده. این آتش بسی که ترامپ داده خیلی شکننده س. مذاکره ای هم که در کار نیس. الان به نظر من هر اتفاقی ممکنه بیافته.
هابیل: باهات موافقم. اوضاع خیلی شکننده است ولی جای بحث و تحلیلش دیگه اینجا نیس. اجازه بده از یه جنبۀ دیگه به مساله نگاه کنیم. مساله سلاح اتمی! الان اوضاع غزه و اسراییل رو ببین، اوضاع روسیه و اکراین رو، اوضاع هند و پاکستان رو، چین و تایوان رو، کرۀ شمالی و جنوبی رو و از این طرف هم آمریکای قلدر رو که این همه واسۀ خودش دشمن ساخته. تازه ایران هم می خواد بیاد توی این کلاب! به نظر من نباید ایران به بمب اتمی دسترسی پیدا کنه. اصولاً هیچ کشوری نباید بمب اتمی داشته باشه و باید هر جور شده مال اونایی رو هم که دارن خنثی کرد و از بین برد. چون به راحتی با یه دیوونه بازی می تونن دنیا رو نابود کنن. دیوانه هم که این روزا کم نیس!
قابیل: نمی دونم چرا این مو ضوع رو مطرح می کنی؟ الان اینقدر مسایل مهم تر و عاجل تر وجود داره که مسالۀ سلاح اتمی و خلع سلاح اصلاً دیگه حتی مطرح هم نیس. یادمه چند وقت پیش هم روی این بحث کردیم. اتفاقاً بعدش من توجهم جلب شد و یه خورده تحقیق کردم. یادمه که خوندم که آمریکا و روسیه هر کدوم بیشتر از پنج هزار کلاهک هسته ای دارن. یه قرارداد هم به اسم «ان پی تی» هس که فکر می کنم ترجمه اش می شه «قرار داد منع گسترش سلاح های اتمی» که همۀ کشورهای دنیا (به جز چن تا) امضاش کردن. یعنی آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه و چین هم که سلاح اتمی دارن امضا کردن. کسایی که نکردن هند و پاکستان و اسرائیلن. من بیشتر نگران اینم که این بمب ها که تو سیلوهای زیر زمینی اونم با تکنولوژی ۶۰ـ۵۰ سال پیش نگهداری می شن، نپوسن و نشط نکنن، یا به دست القاعده و تروریست های دیگه نیافتن. می دونی چه فاجعه ای می شه؟ ولی واقعاً چرا هیچ کس دربارۀ اینا حرف نمی زنه؟
هابیل: مثل این که داریم به یه جایی می رسیم. نگرانیت کاملاً به جاست. حالا در نظر بگیر که دو تا قدرت اتمی، یعنی آمریکا و اسرائیل بیان یه کشور دیگه که به اذعان همه سلاح اتمی نداره رو بمباران کنن که نکنه یه وقت بمب اتمی بسازه! خب فکر نمی کنی اونایی که توی ایران سر کارن به این نتیجه برسن که اگه سلاح اتمی داشتن اونا جرات نمی کردن حمله کنن؟ یعنی دستی دستی ایران رو دارن هل می دن که بره دنبال سلاح اتمی. به اینجا هم ختم نمی شه. ترکیه، عربستان و شیخ نشین ها هم می رن دنبال سلاح اتمی. یعنی یه مسابقۀ ابلهانۀ تسلیحات اتمی توی منطقه راه می افته که آخر و عاقبت خوشی نخواهد داشت. این دیوونه بازی باید متوقف بشه.
قابیل: چطوری؟ راه حل چیه؟
هابیل: مسلماً جنگ نیست. به نظر من تنها راه دیپلوماسیه. می دونم بعضی ها از لفظ دیپلوماسی و مذاکره دکوراژه می شن ولی بذار روی این موضوع بعداً صحبت کنیم. من الان باید برم.



















