پاسداری از حقوقمان در آمریکا: برای چه و برای که؟
هوشیار افسر
مقدمه
جامعۀ ایرانیان در آمریکا از جهات متعددی گوناگون است اما وجه اشتراک همۀ ایرانیان، علاوه بر پیشینۀ ملیتی، حقوق بنیادی آنان است. چرا آگاهی و پاسداری از این حقوق حائز اهمیت است؟ بسیاری از ما می پنداریم که دولتمردان قدرتمند از چنان امکانات گسترده ای برای انباشت اطلاعات در مورد تمام جوانب زندگی ما برخوردارند که آگاهی و پاسداری از حقوقمان ثمری ندارد و آنان هرآنچه که بخواهند با ما خواهند کرد. به یاد دارم که با دوستی گرامی در مورد اهمیت و لزوم پاسداری از امنیت رایانه ای در بعد فردی گفتگو می کردم. دوست خوب من می گفت که در این دوره و زمانه هکرها به قدری در زمینۀ فناوری رایانه ای پیشرفت کرده اند که اگر اراده کنند می توانند به رایانه و تمام اطلاعات شخصی ما، از جمله اسم رمز و حساب های بانکی دسترسی پیدا کنند. او اعتقاد داشت که به این دلیل سعی در حفاظت از اطلاعات شخصی ما بی فایده است. پاسخ من این بود که این استدلال مانند این است که بگوییم سارقین با تجربه اگر بخواهند می توانند از هر در و پنجره ای که قفل شده است عبور کنند پس لزومی برای قفل کردن در و پنجرۀ خانه مان نیست. با در میان گذاشتن تجربۀ شخصی خودم در انتخاب اسم رمزهای مناسب و تغییر متناوب آن ها و بقیۀ فنون بالنسبه سادۀ پاسداری از امنیت رایانه ای نشان دادم که می توان از سرقت اطلاعات شخصی توسط هکرها جلوگیری کرد. خوشبختانه دوست من مجاب شد. سوال اینجاست که چرا برای بسیاری از ایرانیان و شاید همۀ انسان ها، هنگامی که پای پاسداری از دارایی های ناملموس مانند اطلاعات رایانه ای شخصی و حقوق بنیادی انسانی ما در میان است پاسداری از آن ها از توجه و اهمیت لازم برخوردار نیست. تلاش این جستار پاسخگویی به این پرسش و تأکید بر آگاهی بر این حقوق و پاسداری از آن هاست.

آگاهی: گام نخست در پاسداری
قدم اول برای پاسداری از حقوقمان آگاهی است. اصلاً چرا آگاهی مهم است. اگر بر این باور باشیم که دولت قدرتمند ایالات متحده از همه چیز همیشه مطلع است و اگر اراده کند می تواند به راحتی حقوق ما را زیر پا بگذارد پس دیگر آگاهی و دفاع از حقوقمان چه فایده ای دارد؟ من این باور را از چند زاویه به چالش می کشم:
یکم اینکه هیچ دولتی، حتی دولت ایالات متحده با تمام امکانات و تجربه اش قَدَر قدرت مطلق نیست. در طول تاریخ تقریباً دویست و پنجاه سالۀ آمریکا، مردم این سرزمین بارها با نقض حقوق بنیادیشان مواجه شده اند و برای تضمین و گسترش آزادی های خود بهای سنگینی پرداخت کرده اند. در قرن نوزدهم مردم آمریکا به دویست و پنجاه سال برده داری پایان دادند و طی دوازده سال در دوران معروف به بازسازی با سه متمم سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم قانون اساسی نه تنها برده داری را ملغی کردند بلکه گامهای بلندی در برابری همۀ شهروندان برداشتند. [1] علی رغم عقبگرد تاریخی اواخر قرن نوزدهم و برقراری نظام تبعیض نژادی عمدتاً در جنوب آمریکا، جنبش اعادۀ حقوق مدنی دهه های میانی قرن بیستم به دستاوردهای برجسته ای دست پیدا کردند. تحت تأثیر قوانین فدرال حقوق مدنی ۱۹۶۴ و حق رأی ۱۹۶۵، قانون مهاجرت ۱۹۶۵ تبعیض نژادی علیه مهاجرین غیر اروپایی را نیز برچید و راهگشای گسترش چشمگیر جامعۀ ایرانیان در آمریکا شد. بررسی تاریخ آمریکا نشان می دهد که چگونه استفاده از روش های مسالمت آمیز برای احیا و پاسداری از حقوق فردی ما در ایالات متحده می تواند به عقب نشینی نیروهای سرکوبگر و تضمین این حقوق منجر گردد. این واقعیت به آمریکا محدود نمی شود. در ایران که پاسداری قانونی از حقوق فردی از پیشینۀ استواری برخوردار نیست، در همین چند سال گذشته، زنان ایران در دفاع از حق آزادی پوشش، دولت جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار کرده اند. می توان و باید از حقوق بنیادی انسانی مان دفاع کرد. آگاهی و باور به این مهم گام نخست در پاسداری از حقوق مان است.
دوم اینکه قانون اساسی آمریکا و بندها و متمم های گوناگون حفاظت گرانه اش در زمینه های آزادی بیان، تساوی در برابر قانون، حق فردی ما در طی کردن روند قانونی و حق محاکمۀ قانونی با هیئت منصفه، تنها به شهروندان محدود نمی شوند و هر فردی (“Any Person”) در ایالات متحده از این حقوق برخوردار است. در طول نه ماه گذشته دادگاه های فدرال آمریکا بارها به نفع حفظ حقوق همۀ ساکنانی که حقوقشان نقض شده است، از جمله مهاجرین قانونی و بی مدرک رأی داده اند. من در اینجا به بازگویی حقوقمان نمی پردازم. لینک های پانویس این حقوق را به تفصیل بازگو می کنند. [2] هدف من در اینجا تاکید بر اهمیت آگاهی به این حقوق و دفاع و پاسداری از آن هاست.
برای چه؟
برای آزادی در تمام عرصه های زندگیمان. برای پذیرش مسئولیت فردی و اجتماعی مان در آزاد زیستن. برای اینکه حفظ آزادی تک تک ما و احترام به آزادی دیگر همنوعانمان است که ضامن بقای آزادی در جامعه است. برای اینکه آزادی راه را برای شکوفایی در تمامی عرصه های زندگی مان که با تلاش و کوشش فردی مان آغاز می شود می گشاید.
برای که؟
پاسداری از حقوق انسانی ما تنها به منفعت فردی ما محدود نمی شود. دفاع از حقوق ما می تواند و باید به همۀ جامعۀ ایرانیان در آمریکا گسترش یابد. اتحاد و یکپارچگی همۀ ما، از شهروندان نسل اولی و دومی تا دارندگان کارت سبز، از دارندگان ویزای تحصیلی تا دیگر ویزاها، از تقاضاکنندگان پناهندگی تا ایرانیان بی مدرک، صرف نظر از باورهای مذهبی و سیاسی و پیشینۀ قومی نیرو بخش همبود ما و همۀ امکانات گسترده اش در تضمین و پاسداری از حقوق ماست. علاوه بر اتحاد درونی، همبستگی با همۀ همبودهای مهاجرین و هر ترقی خواهی که قدرت جامعه آمریکا را در گوناگونی آن و تحقق عدالت اجتماعی می بیند ضامن موفقیت ما در این آوردگاه است.
از خود بپرسیم که نگاه آیندگان به ما چگونه خواهد بود. آیا عملکرد ما را در پاسداری و گسترش حقوق انسانی مان خواهند ستود و آن را عامل اصلی آزاد زیستن خود خواهند پنداشت؟ یا بی عملی و سکوت ما را دلیل از دست رفتن حقوق انسانی خود خواهند دانست؟
پانویس ها
[1] ـ برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقالۀ انگلیسی من با عنوان Second Founding در همین شمارۀ پیک رجوع کنید.
[2] ـ https://www.ilrc.org/sites/default/files/2024 ـ 12/Artwork%20for%20Printing%20Your%20Own%20Red%20Cards%20 ـ %20Farsi.pdf


















