مستند «اوزاک یوللار»
فیلمی از سارا خاکی و محمدرضا عینی
تانیا احمدی
مردسالاری در روستایی واقع در شمال غرب ایران حکمفرما است، جایی که سارا شاهوردی، موتورسوار حرفهای، نخستین زنی است که موفق می شود به شورای روستا راه یابد. سارا خاکی و محمدرضا عینی، کارگردانان این مستند، زندگی شاهوردی را دنبال می کنند و تلاش های الهام بخش او برای به چالش کشیدن ساختارهای مردسالارانه و تغییر نگرش های سنتی را به تصویر می کشند. سارا شاهوردی، زنی که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف شکستن هنجارهای جنسیتی کرده، سال هاست که از همسرش جدا شده و در روستایی عمیقاً مذهبی در شمالغرب ایران زندگی می کند. او به عنوان نخستین زن منتخب شورای روستای خود، می کوشد با آموزش موتورسواری به دختران نوجوان و مبارزه با پدیدۀ کودک همسری، سنت های دیرینۀ مردسالارانه را به چالش بکشد اما زمانی که اتهاماتی مطرح می شود و انگیزۀ او برای توانمندسازی دختران زیر سؤال می رود، هویت و مسیر سارا با بحران روبه رو می شود. او از یک سو در زندگی روزمرۀ هم روستاییانش حضور فعال دارد و از سوی دیگر به عنوان صدایی رادیکال و تنها، با هزینه های شخصی قابل توجه، از آموزش به جای ازدواج، مالکیت مشترک خانه و امکان دوچرخه سواری برای دختران دفاع می کند.
این مستند سکانس های فراوانی دارد که مبارزۀ سارا شاهوردی را در روستا به تصویر می کشد. یکی از این سکانس ها زمانی است که او برای به دست آوردن حق برابر با برادرانش در ارث، وارد بحث و جدالی شدید با آنان می شود. مطابق قوانین اسلامی، سهم زنان از ارثیه، بسیار کمتر از سهم مردها است و او به هیچ عنوان این را برنمی تابد. صحنۀ ابتدایی فیلم، او را نشان می دهد که به زور وارد خانۀ برادرانش می شود و از آن ها می خواهد که حق ارث زمین را به خواهرانش بازگردانند. صحنه ای دیگر از فیلم نشان می دهد که شاهوردی چگونه در جلسات شورای روستا دربارۀ ساخت و سازهای شهری اظهارنظر می کند. در یک سکانس، برادرش در طرحی که او برای ساخت یک پارک ارائه داده دخالت می کند اما شاهوردی به هیچ عنوان کوتاه نمی آید. پافشاری و اصرار او آن قدر جدی است که برادرش سرانجام عقب نشینی کرده و با ناراحتی محل را ترک می کند. در سکانسی دیگر، شاهوردی به مدرسۀ دخترانه می رود و با دانش آموزان دربارۀ موتورسواری، انتخاب های بزرگ و توانایی شکل دادن به آیندۀ خود صحبت می کند: لحظاتی که بازتابی از باور او به قدرت دختران و آینده ای متفاوت است.
این متفاوت بودنِ شاهوردی و این که مسیری غیر از مسیر معمول را طی می کند، به مذاق بسیاری خوش نمی آید و آن ها سعی می کنند پیش راهش سنگ بیاندازند. نقطۀ عطف داستان زمانی است که او به دادگاه احضار می شود و قاضی دستور معاینه برایش صادر می کند. از دیدگاه آن ها، یک زن نمی تواند تا این حد جسور باشد، «زن باید ظریف باشد، به ظاهرش برسد، آرایش کند، خانه دار و در خدمت خانواده باشد»، نه اینکه مثل سارا وارد شورای شهر شود، موتورسواری کند، با مردم شهر در تماس باشد و دائماً زنان را نسبت به حقوقشان آگاه کند. سارا به دختربچه هایی که در معرض ازدواج اجباری اند مشاوره و راهنمایی می دهد و آن ها را تشویق می کند که ادامۀ تحصیل دهند. حتی مسئولیت یکی از دخترها را به عهده می گیرد و سرپرست او می شود. کاملاً بدیهی است که جامعۀ مردسالار چنین زنی را یک تهدید ببیند؛ به همین دلیل او را متهم می کنند که جنسیت واقعی اش مرد بوده و باید آزمایش دهد و اگر نتیجۀ آزمایش این ادعا را تأیید کند، او را مجبور به عمل جراحی تغییر جنسیت خواهند کرد. در واقع حمایت او از زنان و دختران، اتهامات نفرت انگیزی را در مورد تمایلات جنسی اش ایجاد می کند که او را به دادگاه می کشاند.
این مستند از نظر بصری نیز چشم نواز است. یکی از دیدنی ترین سکانس ها زمانی است که شاهوردی همراه دو دختر جوان در اطراف روستا موتورسواری می کنند. او به دختران یاد می دهد چگونه موتورسیکلت برانند و طعم آزادی را در دلِ سرعت به آن ها می چشاند، آزادیی که در شکل گیری شخصیت خودش نیز نقش داشته است. سارا با لحنی مطمئن به آن ها می گوید: «وقتی آماده شدید، بدون ترس گاز بدهید.» در همان لحظه ای که دختران جوان کنترل را به دست می گیرند، گرد و غبار از زیر چرخ ها بلند می شود و در هوا پخش می گردد. همزمان، خودِ سارا با ماشین پشت سرشان حرکت می کند، درست همانند پشتیبان و محافظ دخترانی که برای نخستین بار طعم آزادی را مزه می کنند. موسیقیِ متن در این سکانس بسیار تأثیرگذار است و هماهنگ با حال و هوای صحنه پیش می رود اما این شادی دیری نمی پاید. عموی یکی از دختران آن ها را در مسیر می بیند، جلویشان را می گیرد و با زدن سیلی بر صورت برادرزاده اش، تصویری آشکار از مردسالاری خشونت بار ارائه می دهد؛ لحظه ای که فضای فیلم را ناگهان به سمت تنش و تلخی می برد. یکی دیگر از لحظه های ناب فیلم زمانی است که سارا در تنهاییِ خود و در یادآوری پدری که همیشه حامی اش بوده، به درختی پناه می برد. این صحنه نیز سرشار از زیبایی بصری است؛ سارا در دل طبیعت، کنار درختی که همچون تکیه گاهی قدیمی در کنار اوست نشسته است. تنهایی او با ظرافتی چشمگیر به تصویر کشیده شده است و نشان می دهد که این مستند نه تنها از نظر محتوا، بلکه از نظر فرم نیز اثری منحصر به فرد و تأثیرگذار است.

«اوزاک یوللار» مستندی ژرف نگر و سرشار از تصاویر چشم نواز است که توانسته با نگاهی انسانی و شاعرانه، پیچیدگی های زندگی زنان در مسیرهای سخت را به تصویر بکشد. سارا خاکی و محمدرضا عینی، تصویری عمیقاً صمیمی و بی ادعا از مقاومت و تاب آوری ارائه می دهند. این مستند به عنوان برندۀ جایزۀ بهترین فیلم از نگاه تماشاگرانِ سی و هشتمین دورۀ جشنوارۀ بینالمللی مستند آمستردام (ایدفا) انتخاب شد و توانست جایزۀ بزرگ هیئت داوران مستند سینمای جهان را در جشنوارۀ فیلم ساندنس ۲۰۲۵ از آن خود کند.


















