جامعه ما و حقوق ما
روز یکشنبه ۳۱ ماه می ۲۰۲۶ در مدرسۀ ایرانیان سن دیگو جشن پایان سال تحصیلی برگزار شد و رسماً سی و هشتمین سال فعالیت مدرسه پایان یافت. بعد از مراسم فارغ التحصیلی و تماشای برنامه های هنری دانش آموزان در زمان مسابقات تفریحی بچه ها، مادر یکی از دانش آموزان نزد من آمد و ضمن تبریک و آرزوی تابستانی خوش، نکتۀ جالبی را با من در میان گذاشت؛ او گفت که سپاسگزار است برای وجود مدرسۀ ایرانیان در شهر و این که در این چند ماه گذشته در میان جو ملتهب و هیاهوی خشمگین بیرون، مدرسه سرپناهی بی نظیر برای وی و دوستانش بوده است. می گفت روز شماری می کردم که یکشنبه شود و به محیط امن و دوستانۀ مدرسه بیایم، جایی که کسی را قضاوت نمی کنند؛ هر کس با هر عقیده و مرام و مذهب، احساس امنیت می کند. او می گفت که این محیط حتی از محیط خانواده برایش خوشایندتر و امن تر است. در پایان، دوباره از ایجاد چنین محیط با فرهنگ و آرامی تشکر کرد و گفت کاش مدرسه در تابستان تعطیل نمی شد! ضمن تشکر از وی و آرزوی تابستانی خوش برای او و خانواده اش، گفتم که سعی ما در تمام این دوران این بوده که مدرسه را از تلاطمات و بحران های سیاسی ایران دور نگهداریم. یکی از دلایل رشد و بقای ما هم همین بوده. مدرسه و کانون توانسته اند در مرکز جامعه ای باشند که حول آن ها شکل گرفته است.
محور کار ما در مدرسه و کانون، آموزش و حفظ و اشاعۀ فرهنگ پویای ایرانی بوده است. این به هیچ وجه به این معنی نیست که ما وقایع ایران را دنبال نمی کنیم و متأثر از سرکوب مردم و جنگ تحمیلی و کشتار بی گناهان نمی شویم و در موارد خاص موضع گیری نمی کنیم ولی سعی مان در این است که درگیر معادلات و قطب بندی های سیاسی نشویم و به طور عینی و اصولی با اخبار و وقایع برخورد کنیم.
از سوی دیگر به این امر آگاهی داریم که ایرانیانی که به اینجا مهاجرت کرده اند، در این کشور و منطقه ماندنی هستند. بنا بر این سعی می کنیم از هر راهی که می توانیم آنان را به حقوق خود آگاهی دهیم. این وظیفه عمدتاً به عهدۀ مجلۀ پیک است. همچنان که ملاحظه می فرمایید ما مقالات زیادی دربارۀ حقوق شهروندی، آشنایی با قانون اساسی و قوانین دیگر که در زندگی ما و فرزندانمان اثر گذار است را در پیک مطرح می کنیم. حتی در زمان انتخابات با مصاحبه و مقاله سعی می کنیم نظرات مختلف را مطرح کنیم، بدون این که نتیجه گیری کنیم که کدام درست است و کدام نیست. با مقالاتمان جامعۀ ایرانی را تشویق می کنیم که در انتخابات شرکت کنند. علی رغم این که در ایران چه می گذرد، با تمام نگرانی ای که ما در مورد ایران و عزیزانمان داریم، ما و فرزندانمان، والدین مان در این کشور زندگی می کنیم و باید بتوانیم از حقوقمان دفاع کنیم؛ باید نسبت به مسائلی که به جامعۀ ایرانی برمی گردد حساس و هوشیار باشیم.
به عنوان مثال، در یک سال گذشته که عمدۀ توجه ما متوجه ایران، تظاهرات و جنگ و سرکوب بوده، بسیاری از حقوق اجتماعی مهاجرین از جمله ایرانیان مورد تجاوز قرار گرفته است. بسیاری از ایرانیانی که برای گرین کارت تقاضا کرده بودند یا در مراحل مختلف گرفتن شهروندی آمریکا (سیتیزنشیپ) بودند ناگهان با حکمی معلق و بلاتکلیف ماندند. چرا؟ چون ایران جزو یکی از سی و نه کشور مورد غضب بود در نتیجه همۀ این تقاضاها معلق شد.
مثال دیگر: آیا می دانستید که طبق آمار منتشر شده تا دسامبر سال گذشته بیش از پانصد و پنجاه ایرانی در زندان ادارۀ مهاجرت (آیس) به سر می برند؟ از میان این ها پنجاه و پنج نفر در همین زندان «اُتای مسا» در همسایگی ما هستند. اکثر این افراد هم متقاضیان پناهندگی هستند. سن این زندانیان از بالای هفتاد تا پنج ساله است. آیا می دانستید که تاکنون بعنی تا قبل از شروع جنگ سه گروه از ایرانیان که عمدتاً متقاضی پناهندگی بودند به ایران فرستاده شده اند و از سرنوشتشان هیچ خبری نیست؟ این ها هموطنان، دوستان و همسایگان ما هستند. آیا نباید دربارۀ آن ها کاری کرد، مثل گرفتن وکیل برایشان یا تماس با نمایندگان کنگره و اظهار نگرانی از وضعیت آن ها.
چند هفته قبل، انتخابات مقدماتی کالیفرنیا انجام شد. به تعدادی از دوستانم که برخورد کردم و ازشان در بارۀ انتخابات سوال کردم، عمدتاً خبر نداشتند. بعضی ها می گفتند «ای بابا حال داری؟ ایران دارد نابود می شود، تو به فکر انتخابات اینجایی؟» پرسیدم آیا فکر می نید در مورد ایران کاری از دستتان برمی آید؟ همگی گفتند نه. گفتم پس اقلاً به فکر خودتان و بچه هایتان و جامعۀ ایرانی اینجا باشید. اقلاً نمایندگانی را چه در سطح محلی و چه کشوری انتخاب کنید که مدافع منافع شما باشند؛ مدافع حقوق بشر و حفظ محیط زیست باشند. می دانم گفتنش آسان است ولی باید از حقوق خودمان و هموطنانمان دفاع کنیم و اجازه ندهیم به عنوان شهروند درجۀ دو با ما برخورد شود.


















