این جهان را چاره ای جز فرهنگ نیست – -بهرام بیضایی
سردبیر: علی صدر
مدرسۀ ایرانیان امسال سی و نهمین سال فعالیت خود را آغاز می کند. در پاییز سال ۱۹۸۸ گروهی از ایرانیان ساکن سن دیگو که به این صرافت افتاده بودند که دیگر در غربت ماندنی شده اند، به فکر ایجاد مدرسه ای برای تدریس فارسی به فرزندان خود افتادند. دو همشهری ایران دوست رهبری کار را در دست گرفته و مدرسۀ ایرانیان متولد شد. در همان سال اول از دل انجمن خانه و مدرسه، کانون فرهنگی ایرانیان زاده شد که هنوز هم به خدمتگزاری جامعۀ ایرانی سن دیگو مشغول است. تا کنون بیش از دو هزار و پانصد دانش آموز مدرسۀ ایرانیان را تجربه کرده اند.، زبان فارسی را فراگرفته و فرهنگ ایرانی را آموخته و ارج نهاده اند. بسیاری هم اکنون فرزندان خود را به مدرسه می آورند.
در این سی و هشت سال، مدرسۀ ایرانیان بخشی مهم از زندگی بسیاری از ما بوده است؛ مانند فرزندی او را از نونهالی به اینجا رسانده ایم. امیدمان این است که بعد از ما هم این نهاد فرهنگی پا بر جا بماند و به جامعۀ ایرانی آمریکا خدمت کند. مدرسه نقش مهمی در زندگی شاگردان خود بازی کرده، بسیار فراتر از فراگیری زبان و فرهنگ. تلاش کارکنان و گردانندگان مدرسه همیشه این بوده که محیطی آرام و مملو از عشق و انسانیت به وجود بیاورند. هر چند دانش آموزان فقط سه تا چهار ساعت در هفته با ما هستند ولی بودن در این محیط به آن ها کمک می کند هویت خود را شکل دهند و به آن افتخار کنند، اعتماد به نفس خود را بالا ببرند، احساس تعلق به جامعه ای با فرهنگی پویا داشته باشند و با خود احساس راحتی کنند.
مدرسه از جنبۀ دیگری نیز اثر گذار بوده است: مدرسه و در حاشیۀ آن خانواده های ایرانی، هستۀ مرکزی جامعۀ ایرانیان سن دیگو شده اند. دوستی هایی که بین دانش آموزان و خانواده ها به وجود می آید ماندگار است. بسیاری جامعۀ ایرانیان سن دیگو را استثنائی می دانند. بی شک مدرسه در این مهم بی تاثیر نبوده است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید که بیشتر اعضای هیات مدیره و کمیته های آن در این سال ها از والدین دانش آموزان مدرسه بوده اند.
دستاوردهای کانون هم زبانزد است. کانون در سی و هشت سال خود میزبان کنسرت های به یاد ماندنی از اساتید شجریان، لطفی، علیزاده، سیما بینا، پریسا، کلهر، شهداد روحانی، کامکارها، و گروهای موسیقی پاپ، فولکلوریک، جاز، تئاترها و فستیوال های زیادی بوده است. همین مجلۀ پیک که شاید تنها مجلۀ فرهنگی ـ اجتماعی ایرانیان در منطقه باشد از سال ۱۹۹۱ در اختیار فرهنگ دوستان منطقه قرار گرفته، یکی از دستاوردهای مهم کانون بوده است. با کمک شما در سال ۲۰۱۳ کانون قادر شد مرکز ایرانیان را تاسیس کند. این موفقیت ها آسان به دست نیامده. ده ها نفر در هیات مدیره و کمیته ها در جایگاه های مختلف، به همراه پشتیبانی همیشگی شما عزیزان کمک کرده که کانون و مدرسه به این موقعیت و موفقیت دست یابند.
حال که به اینجا رسیده ایم، چالش بزرگ ما اینست که چگونه بقای آنرا تضمین کنیم، که این نهاد های فرهنگی، با ما و بدون ما، در ده و یا چهل سال آینده بمانند، رشد کنند و پاسخگوی مهاجرین جدید و فرزندان و نوه و نتیجه های ما باشند. شما آگاهی دارید که یکی از چالش های اساسی ما همیشه تامین هزینه های مالی بوده است. در حال حاضر این هزینه ها از گرانت های دولتی و خصوصی و حق عضویت و مهمتر از همه کمک های شما یاران وفادار تامین شده است. در آینده چه؟ چگونه می توانیم راه هایی بیابیم و از نظر مالی بقای این سازمان ها را تضمین کنند؟
مدت ها است که این امر مشغلۀ فکری برای من و همکارانم شده است. در بررسی هایی که در بین سازمان های مختلف غیر انتفاعی و غیر ایرانی که در آن ها عضویت دارم انجام داده ام متوجه شدم که بخش عمدۀ درآمد این سازمان ها از راه وقف یا (Endowment) تامین می شود. به این ترتیب که کمک های مالی در بانک و یا موسسه ای سرمایه گذاری می شود و سود آن هزینه ها را تامین می کند. این کمک ها و هدایا هم می تواند در زمان حیات ما باشد و یااز جانب اعضایی باشد که نام آن سازمان را در وصیّت نامه خود ذکر کرده اند که درصد یا رقم مشخصی را پس از فوت آنان به آن سازمان بپردازند. این کار در آمریکا خیلی رایج است و چندین فایده دارد. یکی این که از مالیات معاف است؛ دوم این سازمان ها را در پیشبرد اهدافشان کمک می کند و این که هیچ ادعایی به این پول در زمان حیات شخص وجود ندارد و هر وقت هم که شخص خواست می تواند آن را لغو کند. می دانم که صحبت از مرگ و وصیّت نامه به خصوص در فرهنگ ما موضوعی است که همه از آن فرار می کنند. چه بسیار دوستانی را دیده ایم که چون وصیّت نامه ای از خود باقی نگذاشته بودند بخش بزرگی از دارایی شان را دولت گرفت و فرزندان شان تا مدت ها درگیر دادگاه و وکیل و جنگ اعصاب شدند. این در حالی است که اغلب ایرانیان منطقه از زندگی مرفه برخوردارند و خوشبختانه فرزندان شان هم در زندگی موفق هستند. چه خوب که اگر گوشه ای از دارایی خود را برای پیشبرد فرهنگ ایرانی و زبان فارسی تخصیص دهند که فرزندان، نوه ها و نتیجه هایشان و هم چنین مهاجرین و هموطنان دیگر از آن استفاده کنند. این یک گزینۀ خوب و عملی برای زنده ماندن نام عزیزان ایران دوست می باشد. لطفاً ما را در این مهم یاری کنید. چون به گفته بهرام بیضایی، این جهان را جاره ای جز فرهنگ نیست.


















