بررسی فیلم
پروانه و ماندن؛
معرفی دو مستند دربارۀ پروانه اعتمادی
تانیا احمدی
پروانه اعتمادی، نقاش نوگرای ایرانی و خالق آثار منحصر به فرد در زمینۀ نقاشی های طبیعت بی جان، یکی از چهره های برجستۀ هنر معاصر ایران است. او که پس از دو سال تحصیل در دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران آن را نیمه کاره رها کرد، در دهۀ ۵۰ با نقاشی های سیمانی خود که به نوعی خاص از اکسپرسیونیسم گرایش داشت، شهرت یافت. در این دوران، اعتمادی توانست با بهره گیری از روش های نوین و تجربی، رویکردی متفاوت در نقاشی های طبیعت بی جان ایجاد کند که در آن به جای تاکید بر جزئیات دقیق، به احساسات و رنگ ها بیشتر توجه می شد. پروانه اعتمادی در تاریخ یک فروردین ۱۴۰۴ چشم از جهان فرو بست. فقدان بزرگی برای دنیای هنر ایران، نه تنها به دلیل آثار بی نظیر او بلکه به خاطر تأثیر عمیقی که بر نسل های مختلف هنرمندان و علاقمندان به هنر گذاشت، احساس شد. دو مستند برجسته، یکی با عنوان «پروانه» به کارگردانی بهمن کیارستمی و دیگری ماندن ساختۀ مانی حقیقی، به زندگی و آثار این بانوی هنرمند پرداخته و با نگاهی دقیق و صمیمی، ابعاد مختلف زندگی و شخصیت پروانه اعتمادی را به تماشاگران معرفی می کنند. این دو مستند، با ارائۀ جزئیاتی از زندگی این هنرمند، به درک عمیق تری از هنر و اندیشه های اعتمادی می پردازند و جایگاه او را در تاریخ هنر ایران تثبیت می کنند.
مستند «پروانه» به زندگی پروانه اعتمادی و تکنیک های جسورانه و خلاقانۀ نقاشی های او می پردازد. این فیلم به طور دقیق تکامل خلاقانۀ او را بررسی کرده و در عین حال، آثار او را در بستر فرهنگی و تاریخی قرار می دهد. به تصویر کشیدن زندگی اعتمادی از طریق تجربیات شخصی و بینش های فلسفی او درک بیننده از هنر را غنی می کند. این فیلم با بهره گیری از برش هایی از زندگی اعتمادی که خود او و پسرش در طی سال ها فیلمبرداری کردند، یک نمای شخصی و نزدیک به هنر و زندگی این نقاش را به نمایش می گذارد. از طریق تصاویری که از لحظات مختلف زندگی او و سفرهایش گرفته شده، مخاطب با دنیای رنگ ها، بوها و بافت های مختلف آشنا می شود. به ویژه سفر او به هند که یکی از سرزمین های الهام بخش برای او بوده، بخش مهمی از مستند را تشکیل می دهد. فیلم به زیبایی نشان می دهد که چگونه فرهنگ ها و تجربیات مختلف می توانند بر هنر یک هنرمند تاثیر بگذارند. پروانه اعتمادی در این سفرها نه تنها از رنگ ها و بافت ها الهام گرفته، بلکه از زندگی روزمره و پیچیدگی های اجتماعی و فرهنگی این سرزمین ها نیز چیزهای زیادی یاد گرفته است که در آثارش به وضوح قابل مشاهده است. این مستند اعتمادی را به عنوان مهم ترین شاگرد بهمن محصص در طول دهه های ۶۰ و ۷۰ خورشیدی معرفی می کند. استفاده از تکنیک های نو آورانه ای چون مداد رنگی، کلاژ و تکه چسبانی به نقوش سنتی همچون بته جقه و پارچه های اطلسی و ترمه یکی دیگر از تکنیک ها و ترکیب های منحصر به فرد اعتمادی تلقی می شود که به آثار او جنبۀ اسطوره ای و تمثیلی می بخشند. 
پروانه مخاطب را با لحن صریح و بی پروای پروانه اعتمادی آشنا می کند و دیدگاه های او علیه تفکیک جنسیتی، نظراتش نسبت به نقاشی و گالری های هنری و نیز بی روحی و بی هویتی فضای کنونی را نمایان می سازد. همچنین در بخش های دیگر فیلم به علاقۀ او به سینمای کوبریک، دوستی و دل بستگی اش به صدای گوگوش، تنفرش از مدرسه و تلف شدن وقتش به خاطر ۱۲ سال آموزش بی فایده پرداخته می شود. یکی از لحظات برجستۀ فیلم، نمای پایانی آن است که در آن اعتمادی نقابی به شکل روباه به صورت زده و از پله ها پایین می آید و می گوید: «بالا رفتیم ماست بود، پایین اومدیم دوغ بود.» این جمله نگرش فلسفی او نسبت به دروغ ها و فریب هایی که در اطرافش وجود داشته را به خوبی آشکار می کند و تضادهای درونی و رویکرد انتقادی اش نسبت به جامعه و ساختارهای آن را به وضوح نمایان می سازد.
«ماندن» مستندی از مانی حقیقی است که پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری فیلمبرداری شده اما تا حدود سه دهه بعد دیده نشد. این فیلم که توسط کاوه گلستان ضبط شده و سال ها بعد توسط بهمن کیارستمی تدوین گردیده، بازتابی آرام و در عین حال قدرتمند از ادغام جنگ و هنر است. حقیقی که روزهای پایانی جنگ ایران و عراق را در خارج از کشور گذرانده بود، با مصاحبه با گروهی از نقاشان برجستۀ ایرانی که در جریان حملات موشکی تهران حضور داشتند، این غیبت را مرور می کند. از طریق خاطرات و تأملات شخصی این هنرمندان، فیلم به پرتره ای جمعی از انعطاف پذیری، تعهد هنری و منظره ای احساسی از یک شهر محاصره شده تبدیل می شود.
این فیلم همچون یک تعمق عمیق و فلسفی دربارۀ تجربۀ زندگی در کنار مرگ است. در این اثر هنری، نقاشانی همچون بهرام دبیری، مهدی سحابی، ثمیلا امیرابراهیمی، شیده تامی، فریده لاشایی و پروانه اعتمادی از زاویه ای شخصی و هنری به موضوع زیستن در جوار مرگ می پردازند. این هنرمندان به تأثیرات شگرف جنگ و شرایط بحرانی اجتماعی و سیاسی بر زندگی فردی و هنری خود اشاره می کنند؛ آن ها دربارۀ هشت سال موشک باران و بمباران های بی رحمانه، که با فجایع انسانی و ویرانی های بی سابقه ای همراه بود، صحبت می کنند و چگونگی شکل گیری و تحول نگرش های هنری خود در این دورۀ دشوار را شرح می دهند. در این فیلم، علاوه بر بازتاب آسیب های روانی و جسمی ناشی از جنگ، به تأثیر این تجربه ها بر خلق آثار هنری و سبک های بصری مختلف هنرمندان نیز پرداخته می شود. این اثر نه تنها روایتگر رنج ها و سختی های آن دوران است، بلکه به ابعاد زیبایی شناسی و فلسفی هنر در مواجهه با مرگ و ویرانی نیز توجه دارد. این مستند ادای احترامی است به پروانه اعتمادی و گواهی بر هنرمندانی است که ماندن را انتخاب کردند.
در نهایت پروانه اعتمادی با خلق آثار منحصر به فرد خود و ارائۀ رویکردهای نوین در نقاشی های طبیعت بی جان به یکی از چهره های ماندگار تاریخ هنر معاصر ایران تبدیل شده است. تماشای هر دو مستند نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه دیدگاه های عمیقی از این هنرمند برجسته به مخاطب ارائه می دهند. این دو فیلم در سایت داکیونایت و همچنین در کانال های یوتیوب و تلگرام در دسترس هستند و فرصتی مناسب برای آشنایی بیشتر با زندگی و آثار پروانه اعتمادی فراهم می آورند.


















