جنگ و دموکراسی
هوشیار افسر
مقدمه
جنگی که با حملۀ ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد حداقل در چند روز نخست تحت لوای «تغییر رژیم» و «برقراری دموکراسی» انجام گرفت. علیرغم سخنان ضد و نقیض رئیس جمهور آمریکا در روزها و هفته های بعدی جنگ و با وجود پافشاری نخست وزیر اسرائیل بر تغییر رژیم به عنوان هدف اصلی جنگ، نه تنها هیچ کدام از این اهداف تحقق نیافته اند، بلکه جمهوری اسلامی با صرف ادامه حیات و تعیین رهبری جدید موقعیت خود را تحکیم کرده است. علاوه بر این، با حمله به پادگان های آمریکا در کشورهای خلیج فارس و بنادر و زیر ساخت های نفت و گاز در این کشورها و سپس کنترل کشتیرانی در تنگۀ هرمز، جمهوری اسلامی تأثیرگذاری بر وضعیت اقتصاد جهان را به معادلۀ جنگ اضافه کرده است. اگر در آغاز جنگ، بسیاری از ایرانیان در خارج و داخل کشور به «تغییر رژیم» امیدوار بودند و از جنگ حمایت می کردند، با ادامۀ جنگ، کشته شدن هزاران تن از هم میهنانمان و مجروح شدن ده ها هزار نفر، نابودی بسیاری زیرساخت های کشور نظیر پالایشگاه های نفت و گاز، مجتمع های پتروشیمی، صنایع فولاد، دانشگاه ها، مدارس و پل ها متوجه شدند که نه تنها جنگ به «تغییر رژیم» و استقرار دموکراسی در ایران نخواهد انجامید، بلکه ویرانی ایران را به بار خواهد آورد. علاوه بر این ها تهدیدهای رئیس جمهور آمریکا مبنی بر عقب راندن ایران به «عصر حجر» و «پایان دادن به تمدن» ایران و وعدۀ نسل کشی که هر دو نمونه های صریح زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی هستند، به ایرانیان نشان داد که دولت ایالات متحده و اسرائیل به برقراری دموکراسی پایبند نیستند.
سوال این است که آیا اصلاً جنگ می تواند به برقراری دموکراسی بی انجامد؟

مثال های تاریخی برقراری دموکراسی از راه جنگ
نخست باید تأکید کرد که در تاریخ جامعه بشری، نه «تغییر رژیم» و نه برقراری دموکراسی، هیچ گاه تنها از طریق بمباران هوایی میسر نشده است. از سوی دیگر، تنها مورد برقراری دموکراسی از راه جنگ آن هم با دخالت مستقیم نظامی در روی زمین، مربوط به پایان جنگ دوم جهانی و برقراری دموکراسی در نیمی از آلمان و در ژاپن است. باید توجه داشت که در پایان جنگ جهانی دوم، آلمان ویران شد و ژاپن متحمل خسارات بی سابقه از جمله دو حملۀ اتمی به هیروشیما و ناکازاکی گشت. جنگ جهانی دوم با بیش از پنجاه میلیون کشته در سراسر جهان، در آلمان ده میلیون و در ژاپن بیش از سه میلیون کشته برجای گذاشت. تنها در توکیو، پایتخت ژاپن، بیش از یکصد هزار نفر در اثر انفجار بمب های آتش زا (ناپالم)، پیش از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی جان خود را از دست دادند.
فرض کنیم که آمریکا با صدها هزار نیروی زمینی وارد خاک ایران شود و باز فرض کنیم که پس از سال ها جنگ در بخشی از ایران، نظیر آلمان، دموکراسی برقرار شود. صرف نظر از این که هر دوی این فروض به محال بسیار نزدیک تر هستند تا به واقعیت ممکن، آیا فکر می کنیم سال ها جنگ و ویرانی کامل ایران و میلیون ها کشته، بهای لازم برای دموکراسی در ایران است؟ حملۀ اتمی به شهرهای ایران همچون ژاپن چطور؟ آیا هیچ کس حق دارد چنین بهای سنگینی را به مردم و جامعۀ ایران تحمیل کند؟ از نمونه های دخالت نظامی آمریکا و متحدانش در دو کشور همسایۀ ایران، افغانستان و عراق چه آموخته ایم؟
نمونه های منطقه ای دهه های اخیر
ایالات متحده همراه با متحدانش از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۲۱ افغانستان را تحت اشغال نظامی قرار داد. جنگ افغانستان طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا به حساب می آید. بنا بر آمار پروژۀ هزینه های جنگ در دانشگاه براون ایالات متحده، [1] بیش از صد و هفتاد و شش هزار نفر در جنگ افغانستان مستقیماً جان خود را از دست دادند که بیش از چهل و شش هزار نفر از آن ها غیرنظامیان افغان بودند.[2] فاجعۀ بزرگ جنگ افغانستان این بود که پس از نزدیک به بیست سال اشغال نظامی و ۲.۳ تریلیون دلار هزینه، نه تنها دموکراسی در افغانستان مستقر نشد، بلکه با خروج نیروهای آمریکا در آگوست ۲۰۲۱، نیروهای طالبان دوباره به قدرت باز گشتند.
نمونۀ عراق نیز نشان می دهد که اشغال نظامی ۲۰۰۳ توسط آمریکا به دموکراسی پیگیر بدل نشده است. پروژۀ هزینه های جنگ دانشگاه براون تعداد کل کشته های جنگ عراق را بیش از دویست و هفتاد و پنج هزار نفر برآورد می کند که بیش از صد و هشتاد و پنج هزار تن از آن ها غیرنظامی بودند. نابودی کامل زیر ساخت های عراق در جنگ، ظهور داعش در سال های پس از شروع جنگ و ویرانی و کشتار ناشی از آن، فرقه گرایی مفرط و فعالیت گروه های شبه نظامی متعدد که بسیاری از آن ها از طرف جمهوری اسلامی حمایت می شوند و فساد فراگیر شرایطی را پدید آورده که در بهترین حالت آن را یک دموکراسی متزلزل می نامند. [3] دولت مرکزی ضعیف و نقش نازل شهروندان و احزاب سیاسی از دیگر خصوصیات نظام سیاسی عراق است. این در حالی است که تعداد تلفات جانی غیر مستقیم جنگ در افغانستان و عراق (به اضافۀ پاکستان، سوریه و یمن) بر اساس برآورد دانشگاه براون از سه و نیم میلیون نفر فراتر می رود. [4]
تجربۀ دردناک دو همسایۀ ایران نشان می دهد که حتی دخالت نظامی مستقیم ایالات متحده و هزینه های تریلیون دلاری، به همراه مرگ میلیون ها انسان بی گناه و ویرانی گسترده به برقراری دموکراسی و پاسداری از حقوق بنیادین انسانی شهروندان نیانجامیده است.
راه بروز و تسلط دموکراسی چیست
اگر شرط نخست یک نظام دموکراتیک نگارش و تصویب قانون اساسی است که تقسیم قدرت، استقلال قوای سه گانه و تضمین حقوق بنیادین همۀ شهروندان را میسر می سازد، لازمۀ برقراری و پویایی یک نظام دموکراتیکِ نیرومند، آگاهی شهروندان از حقوق شهروندی خود و شرکت پُر کنش آنان در فرایند سیاسی جامعه است. لازمۀ بروز و تبیین آگاهی شهروندان، جامعۀ مدنی است که از طریق احزاب، سازمان ها، اتحادیه ها و اصناف (نهادهای دموکراتیک) شهروندان را، مستقل از ساختار دولت، سازماندهی کرده و زمینه ساز شرکت فعال آنان است. این مشارکت خود را به انحاء مختلف، از جمله حق انتخاب کردن و انتخاب شدن نشان می دهد. رسانه های آزاد و مستقل رکن دیگر جامعۀ مدنی هستند که پاسدار دموکراسی و افشاکنندۀ اقدامات غیر دموکراتیک و بعضاً فساد مقامات دولتی هستند تا از پایمال شدن حقوق شهروندان جلوگیری کنند. پس دموکراسی را شهروندان بومی یک ملت و نمایندگانشان از طریق نهادهای دموکراتیک برقرار می کنند. این فرآیند دشوار است و زمان بر و با اختناق و سرکوب در نظام جمهوری اسلامی بسیار دشوارتر.
تجربۀ برقراری دموکراسی پایدار در جهان نشان داده است که فرایند ایجاد و گسترش جامعۀ مدنی و نهادهای دموکراتیک آن از مسیری خشونت پرهیز مطمئن ترین راه رسیدن به دموکراسی است. از آغاز انقلاب مشروطیت در ایران تا به امروز نزدیک به یکصد و بیست سال است که مبارزه برای برقراری دموکراسی در ایران آغاز شده است و با افت و خیز ادامه داشته است. اگر تجربۀ دخالت نظامی در جهان و به ویژه تجربۀ اشغال نظامی افغانستان و عراق در ربع قرن گذشته نشان داده بود که صدها هزار سرباز آمریکایی و تریلیون ها دلار هزینه به برقراری دموکراسی و تضمین حقوق شهروندی منجر نمی شود، تجربۀ جنگ چهل روزۀ اخیر نشان داده است که بمباران هوایی تنها به کشته و مجروح شدن ده ها هزار از هم میهنانمان، نابودی زیر ساخت ها کشور و تحکیم قدرت جمهوری اسلامی منجر می شود. جامعۀ ایران و همبود ایرانیان در سراسر جهان با چالش های گوناگونی مواجه هستند. همیاری و همدردی همۀ ما با یکدیگر در این روزهای دشوار و پافشاری بر صلح و پاسداری از حقوق بنیادی انسانی مان می تواند و باید نویدبخش آینده ای بهتر برای همۀ ما ایرانیان باشد؛ آینده ای که ما ایرانیان همانند همۀ انسان های این کرۀ خاک سزاوارش هستیم.
پانویس ها
[1] – https://costsofwar.watson.brown.edu/
[2] – https://costsofwar.watson.brown.edu/paper/human- cost – post – 911 – wars- direct- war- deaths- major- war- zones
[3] – https://www.cfr.org/articles/twenty – years – after- war- oust- saddam – iraq – shaky – democracy
[4] – https://costsofwar.watson.brown.edu/sites/default/files/papers/How- Death- Outlives- War.pdf


















